Monday, April 7, 2014

انتخابات 16 حمل؛ قوت افغانستان

انتخابات 16 حمل؛ قوت افغانستان
شانزدهء حمل، روز انتخابات افغانستان به خوبی سپری شد، تعداد کثیری از مردم افغانستان که کارت های رأی دهی در دست داشتند، رفتند و رأی دادند. این انتخابات را میتوان تجربهء جدید و ارزشمندی برای افغانستان دانست. انتخابات 1393 در تاریخ 16 حمل از بسیاری جهات دارای اهمیت زیادی است، اگر بگوییم این انتخابات قوت افغانستان را به نمایش گذاشت، بیجا نگفته ایم. نکته های که این انتخابات را به یک انتخابات با ارزش و قوی معرفی می کنند اینها هستند:

ü     قوت نیروهای امنیتی برای تأمین امنیت:
نیروهای امنیتی افغانستان به خوبی توانست امنیت سایت های انتخاباتی را در سراسر کشور تأمین نماید که این از یک طرف رشد نیروی های امنیتی افغانستان را نشان می دهد و از طرف دیگر نشانهء هویدای از قوت و رشد افغانستان است، این نشان می دهد که نیروهای امنیتی افغانستان می تواند بعد از این امنیت کشور را، بدون اینکه وابسته به کمک نیروهای خارجی باشد تامین نماید. مبارزهء خستگی ناپذیر در نقاط مختلف کشور و دستگیر کردن و از بین بردن تعداد زیادی از کسانی که می خواستند امنیت افغانستان را در این روز مختل سازد؛ از جمله دست آورد های خوب این نیروها، در این روز بود.

ü     اشتراک سرتاسری مردم در انتخابات:
مردم افغانستان با شوق و علاقهء زیادی، پای صندوق های رأی رفتند و رأی دادند. تعدادی ساعت ها، در صف، منتظر ماندند تا نوبت شان آیند و رأی بدهند، جالبتر اینکه این روز، در بسیاری از نقاط کشور، بارانی بود، اما هیچ تاثیری بالای اشتراک مردم نداشت، همه رفتند، زیر باران رأی دادند. هرچند اکثریت مردانی که کارت داشتند اشتراک کردند، اما در بعضی نقاط کشور حضور زنان نظر به مردان کمتر بود. مردم با رأی شان، به دموکراسی، آزادی،‌قانون و عدالت "بله" گفتند و با انگشت های رنگ شده و با اشتراک در انتخابات، مشتی محکمی در دهن مخالفین و تروریستانی که قصد اخلال انتخابات و نا امن ساختن افغانستان داشتند؛ زدند و به جنگ،‌خشونت، ویرانگری، انتحار و بیگانه پرستی، "نه" گفتند.

ü     رای به برنامه؛ نه به قومیت و زبان...:
این انتخابات، هرچند تعدادی زیادی از نامزد ها معاونین خویش را به اساس قومیت انتخاب کرده بود، اما شکل دیگری داشت، تا اندازه یی هر کس به هر کسی دلش می خواست، و هر کاندیدی را که بهتر می دید رأی داد، قسمی که در کمپاین های انتخاباتی دیده میشد، در تعداد از ولایت ها و ولسوالی ها مردم زیر سخنرانی های هر کاندید می آمدند و سخنان و برنامه های شان را می شنیدند اما رأی شان را به شخصی دادند که انتخاب خودشان بود.  دیگر پول، قدرت نظامی، ارباب گری، زور و ظلم بالای مردم تاثیر نداشت، در خیلی از ساحات افغانستان، این، برنامه ها، صداقت، شایستگی و توانایی کاندید ها بود که آرای مردم را به خود جذب کرد.

با وجود این نقطه های قوت، اما، بعضی نقطه های ضعفی هم وجود داشت که نباید نادیده گرفته شود، کمبود اوراق رای دهی در بعضی از سایت های انتخاباتی، که کمیسیون مستقل انتخابات مسئول است و باید جواب دهد. در بعضی جاها تلاش برای تقلب یا تقلب به نفعی کاندید خاصی و همین طور تعداد زیادی بدلایل ترس از خراب شدن امنیت، مناسب نبودن آب و هوا و دلایل دیگر نتوانستند اشتراک کنند که خواه نا خواه روی نتایج انتخابات تاثیر می گذارد.
در کل می توان گفت که این انتخابات تجربهء بسیار با ارزشی برای مردم افغانستان بود و مردم افغانستان نشان داد که به پختگی رسیده،  می توانند انتخاب کنند، می توانند بهتر زندگی کنند و کشور آرام و آباد داشته باشند. این انتخابات را میتوان گام برجسته و قوی یی بطرف رسیدن به دموکراسی دانست، دموکراسی نوپای افغانستان که با چالش های فراوانی روبرو است با این انتخابات و سهم گیری مردم در پروسه ها ملی قویتر خواهد شد...

رضا احسان



Sunday, March 30, 2014

عکس: ساختمان دارالمعلمین لعل

ساختمان دارالمعلمین لعل و سرجنگل
عکس: از رجب محمدی


Wednesday, March 26, 2014

گزارش از به صدا در آمدن زنگ لیسهء خصوصی رهنورد نور

گزارش از جشن روز نخستینِ سال تعلیمیء جدید؛ لیسه خصوصی رهنورد نور
عزیزالله مهدی


5 حمل سال جاری، چهارمین سال تعلیمی لیسه خصوصی رهنورد نور تحت عنوان (جشنواره بهار صلح) به پیشواز سال تعلیمی 1393 لیسه خصوصی رهنورد نور و آغاز فصل بهار به حضور والدین، آمر و پر سونل آمریت معارف، آمر و اعضای نظارت تعلیمی، آمر لیسه نسوان، قومندان امنیه، آمر امنیت، مقامات دولتی و صد ها اشتراک کننده از زن و مرد، در مرکز ولسوالی لعل وسرجنگل در تعمیر مکتب رهنورد نور جشن گرفته شد.
محفل با تلاوت از قرآن شریف آغاز شده بعد از اجرای سرود ملی، آهنگ بهاری توسط محمد حسین احمدی "سینا" نواخته شد و سپس صدیقه متعلم صنف پنجم ضمن تبریکی سال تعلیمی دست کودکانه اش را بالانموده گفت: خداوندا در وطن عزیز ما افغانستان صلح و آرامش، رفا و آسایش بر قرار بدار تا ما چون نیلو فر و عمر رگبار گلوله ها نباشیم.


ارایه پلان تعلیمی سال 1393 و تقاضای همکاری از والدین و معارف توسط خودم عزیزالله مدیر مسئول لیسه رهنورد نور و صحبت توسط آمر معارف سید علی آقای مشفق پیرامون معارف لعل و زحمات شایان مسئولین لیسه رهنورد نور در قسمت بهبود وضعیت تعلیمی و تربیتی در مرکز لعل صورت گرفته ضمن تائید تقریبا 50% مصارف اضافی در لیسه رهنورد نور، از مردم تقاضا کردند تا بخاطر فردای بهتر فرزندان شان در لیسه رهنورد نور هزینه کند.


بعد از نواختن زنگ مکتب بیرق سبز معارف به اهتزاز در آمده برنامه با اجرای دمبوده توسط محمد حسین احمدی"سینا، امیر "حیدری، نجیب الله و حسن "لعلوال" آواز خوانای محلی با ارایه پارچه های بهاری و میهنی ادامه یافته پارچه تمثیلی انتخابات راجع به اهمیت انتخابات، مسئولیت پذیری برای رای دهی به نمایش گذاشته شده مردم را با تمثیل شان تشویق به سهم گری در انتخابات کردند.
این اولین برنامه تفریحی به ابتکار مسئولین لیسه رهنورد نور به با ور اکثریت بی سابقه بوده، سرور و خوشحالی زیادی را در آغاز سال نو برای مردم به همرا داشت.


عکس: زنگ مکتب و آغاز سال جدید تعلیمی

امروز زنگ مکتب به صدا در آمد و دروازه های مکاتب ولسوالی لعل و سرجنگل رسما بروی متعلمین باز گردید،
عکس از تجمع شاگردان، اساتید و مردم، پیش روی لیسهء امام علی، مرکز ولسوالی لعل و سرجنگل، ولایت غور 
عکس از صفحهء عزیزالله جوادی


Sunday, March 23, 2014

بابه مزاری



 بابه! ای پیامبر هویت هزاره در جغرافیای ستم ، اسم تو برای من ، مردم هزاره وتمام آزادمنشان وعدالت-خواهان دنیا قداست دارد وتو جاویدانه-ی چون؛ ستاره درآسمان هزاره درخشیده و خواهی درخشید. بابه ! تو ازتبار نیکان بلخ بودی که از«نانوایی-ی چهارکنت» برخواستی و نسل ریسمان به دوشان تاریخ رااز زنجیر ظلم واستبداد رهایی بخشیدی ؛ راه "کاتب‌، خالق، گاوسوار و بلخی" را ادامه داده، کاروان احیای هویت را به سرمنزلش رساندی. بابه ! وقتی هرسال "حوت" فرا می رسد " هندوکش و بابا" در سوگ عروج نا به هنگام خورشید خود خون می گیرید. هنوز خیلی زود بود که رخت سفر ببندی. هنوز هم "صادق سیاه" ها در بامیان، بهسود، لعل و سرجنگل، دایکندی وغزنی لباس ندارند. هنوز "بهسود" در آتش خیانت و "ظلم کوچی"، چون؛ "افشار و غرب کابل"، می سوزد. ولی حواریون شما دست "سیاف" و دیگران را به گرمی می فشارند. بابه ! امسال در نوزدهمین سال از عروج-ات انتخابات ریاست جمهوری است. ولی میراث ‌-داران شما–همان های که درگوش شان زمزمه-ی "وحدت" می خواندی ومی گفتی که ما وزارت نمی خواهیم، بل که ما باید در تصمیم-گیری و مدیریت قدرت سیاسی درسطح کلان سهم داشته باشیم- مردم-ات را شهروند درجه سوم ساختند. وزیرهزاره درکابینه درجه سوم است. ولایات بامیان ، دایکندی و غور درجه سوم است. نظام طبقاتی نهادینه شده است. بابه ! بعدازرفتن-ات همه جارا سایه ی شوم سکوت فراگرفته است. سهمی که رهبران امروزه ازبزرگی شما به ارث برده اند و با آن خاک در چشم ملت می زنند، همان «چپن ولنگی» است؛ که به اعتبار آن هرروز زن می گیرند ویا شهرک می سازند. بابه ! اینها دیوارنگاری های افشار- یادگارآغاگل- را فراموش نموده اند ، که از خون اطفال وزنان بی دفاع ما تراژیدی های گوناگون را در تاریخ ثبت کرده بودند. بابه ! رفتی و"شفیع و قمبر" را یتیم کردی ، "زینب" را خاک غربت نوازش نمود. و چه آرام پر کشیدی از کوچه و دیار ما ، که سخت محتاج گام های استوار تو بود. بابه ! در ژرفای نگاه ملیح تو به آینده ؛ دیده می شد که چقدر نگران هستی و هراس از معامله شدن سرنوشت مردم-ات را داری . و آنگاه که می گفتی: «ملتی که درقبال سرنوشت خود حساس نباشد، مرده است.» آری ! بیشتر از همه ملت را مخاطب قرارمی دادی .هروقت این سخن-ات را می خوانم حض می کنم به داشتن رهبری همچون‌؛ ‌تندیس شجاعت ومردانگی. بابه ! تو می دانستی که فرهنگ "مقاومت غرب کابل" دیگر تکرار شدنی نیست،‌ بعد از توآن شجاعت و استقامت ها همه در "غرب کابل" دفن شد و انتفال نیافت و شاید هم نگذاشتند که انتقال بیابد. بابه ! اسم تو را بر دیوار دلم حک می کنم و تا زنده ام با غرور و افتخار از تو به عنوان رهبرم یاد خواهم کرد. ماه "حوت" را پاس می دارم تا فرهنگ از خود گذری که تو با الفبای " من از خدا خواسته ام با شما و در کنارشما بمیرم ولی شما را تنها نگذارم." بنیاد نهاده بودی ، زنده بماند. به آرمانی های بلند بابه مزاری بزرگ درود.

عباس عارفی 

Tuesday, March 18, 2014

پیام مردم درباره انتخابات

پیام مردم درباره انتخابات

حفظ دین و وحدت ملی مرام مردم است
محو تبعیض و فساد خواست مدام مردم است
تطبییق قانون و اعمال عدالت بر همه 
این دعای فرد فرد در صبح و شام مردم است
انکشاف،سازندگی طور مساوی در وطن
این وطن چون خانهء کار تمام مردم است
فقر و بیکاری و هجرت تا بکی دربدری
داد ز بیکاری و کاریابی کلام مردم است
وعده شایسته سالاری به دلهاماند و بس
تا هنوز در دست ضد آن زمام مردم است
تاجک و پشتون، هزاره، ازبک و هر قوم نژاد
چون برادر های یک خانه بنام مردم است
قول ملی، فعل ملی، کار ملی،فکر ملی
ملی بودن، ملی گفتن، احترام مردم است
تبعیض و دو رنگی ها چون زخم ناسور بی دوا
از تحمل و مساوات التیام مردم است
از دو رنگی و شعار بی عمل سخت خسته ایم
بهر کاندیدان، بگوئید! این پیام مردم است


محمداکرم میثم

Monday, March 17, 2014

نقاشی

نقاشی زیبا از مهدی متعلم صنف دواردهم لیسه مسلکی زراعت ولسوالی لعل وسرجنگل
گرفته شده از صفحهء فیس بوک طارق نوروزی


Sunday, March 16, 2014

عکس از برف باری اخیر در ولسوالی لعل و سرجنگل


عکس از برف باری اخیر در ولسوالی لعل و سرجنگل
"از 30 تا 60 سانتی متر برف باریده"
عکس: از صفحهء سلمان خدمت


Sunday, January 12, 2014

مرگ



مرگ

فضا سرد و چمن خشک و جهان در انتهای مرگ
زمین مشکوک و مظنون از هجوم اژدهای مرگ

نه گل پروانه را خواهد، نه بلبل بوستان عشق
که عشق افسانه شد لرزید ز بیم نا بجای مرگ

دیگر در داستان تیشه ی فرهاد دردی نیست
که گم شد باور شیرین به امواج رهای مرگ

برای طفل خود مادر کجا کوشش کند اینک
که آب در بینی و کودک به زیر پا فدای مرگ

وفا و دوستی و عشق نشد یک ادعای بیش
که رنگ زنده گی پر شد ز تکرار صدای مرگ

یکی ترسید و وحشت کرد، یکی از کاروان افتاد
ولی "رامش" به آرامی صدا زد ناخدای مرگ

م. حسین رامش

Friday, January 10, 2014

مشكل در كجاست؟ (در باره پراکندگی های محصلین)



مشكل در كجاست؟ (در باره پراکندگی های محصلین)

دوستان محترم ولسوالي لعل وسرجنگل در هرجا
كه هستيد اميد صحت و سلامتي شما را دارم و به همه شما ازصميم قلب سلام ميفرستم .
محصلين محترم با
بوجود آمدن فضاي جديد سياسي وعلمي بعد از دهه هشتاد به لطف خداوند بزرگ سيل از دانش جويان و علم دوستان از تمام نقاط افغانستان مخصوصاً هزارستان وارد مكاتب و دانشگاه ها شدند كه درين ميان جوانان لعل و سرجنگل نيز سهم بارز داشتند چنانچه امروز در دانشگاه هاي اكثر ولايات تعداد كثيراز اين جوانان مشغول تحصيل هستند و تعدادي از اين دانشجويان موفق به دريافت اسكالرشيب هادر دانشگاه هاي منطقه گرديده است.
در اين ميان در دانشگاه هرات به تعداد بيش از دوصد تن (200)از دانشجويان مشغول تحصيل ميباشد اما متاّسفانه در اينجا به نسبت پراگنده گي و منسجم نبودن محصلين دچار مشكلات كثير مي باشد واز هرگونه فعاليت هاي فرهنگي اجتماعي محروم ميباشد و نميتواند نقش خويش را در جامعه بازي كند.
اگر بزرگان، وكلا و محصلين كه قبلاً فارغ شدند و يا كسانيكه فعلاًمحصيل صنف سوم و چهارم هستندا ينها قبلاً در منسجم بودن، همبستگي محصلين كار ميكردند امروز تعداد زياد از محصلين تازه وارد به مشكلات چون نداشتن اطاق، نا آشناي با محيط دانشگاهي و مشكلات ديگر دچار نميشد حالاهر محصل كه تازه ميايد با اين همه مشكلات چه كار كندهمين منسجم نبودن محصلين باعث ميشود تعداد از محصلين با مشكلات زياد مواجه شده كه باعث اخلال دروس و حتي ترك درس شود.
ترك درس گفتن كاري آسان نيست ولي محصلين تازه وارد ميشود نميتواند با همه مشكلات مبارزه كند پس مجبور هستند كه ترك درس كند. نميدانم چه كار بايد كرد تا بتوانيم منسجم و يك دست بودن محصلين را بوجود آورد، به همه محصلين ميگويم بيائيد يكجا باهم شويم باتمام مشكلات وارده مبارزه كنيم و از كساني که خود به حمايت اين مردم به مقام و جاي رسيد اند ميخواهيم كه حداقل يگ گوشه چشمي به اين ها نمايد .اما هيچ كسي به اين موارد توجه ندارد.
آيا يكجا بودن ما بهتراز جدابودن ما نيست؟ لطفاً درين باره مارا كمك كنید تا بتوانيم راه حل مشكلات موجوده را پيداكنيم. 


حسين مهدوي محصل صنف دوم رياضي و فزيك
دانشكده ساینس دانشگاه هرات



Thursday, January 9, 2014